الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
112
مفاتيح الجنان (فارسى)
فرود آمدن ناگواريها در آن جهان بر جسم و جانم و حال انكه زمانش طولانى و جايگاهش ابدى است و تخفيفى براى اهل آن بلا نخواهد بو ، چرا كه مايهء آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودى تو نيست و اين چيزى است كه تاب نياورند در برابرش آسمانها و زمين ، اى سرور من تا چه رسد به من ؟ و حال آنكه من بندهء ناتوان ، خوار و كوچك ، زمينگير و درماندهء توأم . اى خداى من و پروردگارم و سرور و مولايم ، براى كداميك از دردهايم به حضرتت شكوه كنم و براى كدامين گرفتاريم به درگاهت بنالم و اشك بريزيم . آيا براى دردناكى عذاب و سختىاش ، يا براى طولانى شدن بلا و زمانش ، پس اگر مرا در عقوبت و مجازات با دشمنانت قرار دهى ، و بين من و اهل عذابت جمع كنى ، و ميان من و عاشقان و دوستانت جدايى اندازى ، اى خدا و آقا و مولا و پروردگارم ، بر فرض كه بر عذابت شكيبائى ورزم ، ولى بر فراقت چگونه صبر كنم و گيرم اى خداى من بر سوزندگى آتشت صبر كنم ، اما چگونه چشمپوشى از كرمت را تاب آورم يا چگونه در آتش ، سكونت گزينم و حال آنكه اميد من گذشت و عفو تواست . پس به عزّتت اى آقا و مولايم سوگند صادقانه مىخورم ، اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذارى در ميان اهل دوزخ به پيشگاهت سخت ناله سر دهم همانند نالهء آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم ، همچون بانگ آنانكه خواهان دادرسى هستند و هر آينه به آستانت گريه كنم چونان كه مبتلا به فقدان عزيزى مىباشند و صدايت مىزنم : كجايى اى سرپرست مؤمنان ، آرى كجايى اى نهايت آرزوى عارفان ، اى فريادرس خواهندگان فريادرس ، اى محبوب دلهاى راستان و اى معبود جهانيان آيا اين چنين است ، اى خداى منزّه ، و ستوده كه در دوزخ بشنوى صداى بندهء مسلمانى كه براى مخالفتش با دستورات تو زندانى